تبليغاتX
منتظر
Click to Enlarge

سلام دوستان

بنا بر توصیه آیت الله العظمی وحید خراسانی و با توجه به تاثیر دعای دسته جمعی برای فرج آقا امام زمان(عج) همگی در ساعت ۱۱شب نیمه شعبان سوره مبارکه یس را تلاوت کرده و هدیه میکنیم به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه و بعد هم زیارت آل یاسین و دعای فرج را زمزمه میکنیم و تعجیل ظهور مولود شب نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست میکنیم.

به امید روزی که همه با هم در رکاب حضرت خدمتگزار ایشان باشیم.

عیدتونم مبارک

التماس دعا...

 

+ نوشته شده توسط منتظر در شنبه دوم مرداد 1389 و ساعت 10:23 |

 وقتی میگن هیچکدوم از کارای خدا بی حکمت نیست،خوب راست میگن دیگه! شعر زیبای زیر رو از پروین در همین رابطه بخونید.البته به خاطر اینکه زیاد طولانی نشه و از حوصله ی شما خارج نشه!یه کمیشو سانسور کردم! البته با اجازه ی پروین خانم

پیرمردی مفلس و برگشته بخت          روزگاری داشت نا هموار و سخت   

هم پسر، هم دخترش بیمار بود          هم بلای فقر و هم تیمار بود

هر امیری را روان می شد ز پی           تا مگر پیراهنی بخشد به وی

صبحگاهی رفت و از اهل کرم              کس ندادش نه پشیز و نه درم

ناشمرده برزن و کویی نماند               دیگرش پای تکاپویی نماند 

رفت سوی آسیا هنگام شام              گندمش بخشید دهقان یک دو جام

زد گره در دامن آن گندم فقیر              شد روان و گفت کای حی قدیر

گرتو پیش آری به فضل خویش دست    برگشایی هر گره کایام بست

چون کنم یا رب در این فصل شتا         من علیل و کودکانم ناشتا

میخرید این گندم ار یکجای کس         هم عسل زان میخریدم هم عدس   

بس گره بگشوده ای از هر قبیل           این گره را نیز بگشای ای جلیل

این دعا می کرد و می پیمود راه          ناگه افتادش به پیش پا نگاه

دید گفتارش فساد انگیخته                 وان گره بگشوده گندم ریخته

بانگ بر زد کای خدای دادگر                 چون تو دانایی نمی داند مگر

سال ها نرد خدایی باختی                  این گره را زان گره نشناختی

این چه کاراست ای خدای شهرو ده      فرق ها بود این گره را زان گره

چون نمی بیند چو تو بیننده ای؟          کاین گره را برگشاید بنده ای

تا که بر دست تو دادم کار را                 ناشتا بگذاشتی بیمار را

هرچه در غربال دیدی بیختی               هم عسل ،هم شوربا را ریختی

من ترا کی گفتم ای یار عزیز               کاین گره بگشای و گندم را بریز

ابلهی کردم که گفتم ای خدای            گر توانی این گره را برگشای

آن گره را چون نیارستی گشود            این گره بگشودنت دیگر چه بود

من خداوندی ندیدم زین نمط               یک گره بگشودی و آنهم غلط  

الغرض برگشت مسکین دردناک           تا مگر بر چیند آن گندم ز خاک

چون برای جستجو خم کرد سر            دید افتاده یکی همیان زر

سجده کرد و گفت ای رب ودود             من چه دانستم ترا حکمت چه بود

هر بلایی کز تو آید رحمتی است         هر که را فقری دهی آن دولتی است

زان به تاریکی گذاری بنده را               تا ببیند آن رخ تابنده را

تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند           تا که با لطف تو پیوندم زنند

گر کسی را از تو دردی شد نصیب        هم سر انجامش تو گردیدی طبیب   

زان به درها بردی این درویش را           تا که بشناسد خدای خویش را

من به مردم داشتم روی نیاز               گرچه روز و شب در حق بود باز  

گندمم را ریختی تا زر دهی                رشته ام بردی که تا گوهر دهی

در تو پروین نیست فکرو عقل و هوش    ورنه دیگ حق نمی افتد ز جوش 

+ نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 و ساعت 13:2 |
                            بسم رب الشهداء و الصديقين

     سالها مي­گذرد حادثه ها مي­آيد            انتظار فرج از نيمه­ي خرداد کشم
در روزگاران نه چندان دور که اهريمن استکبار پنجه بر رخسار امام ميهن اسلامي ما مي­کشيد و باختر ملک ايران دستخوش زياده خواهي عروسک صهيونيسم جهاني، صدام کافر شده بود، برخي فرماندهان جنگ به خدمت پير ميکده­ي عشق خميني کبير­(ره) عرض حاجت بردند که جبهه ها خاليست و ادامه­ي حرب مقدور نمي­باشد .
امام انقلاب و حکومت مردم ايران بر ايشان خطاب فرمود که چنين نيست و با اشارت وي ده­ها هزار نفر از مردم جان بر کف ايران زمين به پيکار با عدو شتافتند.
قانون هستي آواز رحيل را براي مقتداي عاشقان ولايت سر داد و معبود عبد خالص خود را فراخواند. اضطراب بر امت اسلام مستولي گرديد ولي چون هميشه خلقت برهان لطف ايزد منان نصيب ملت خداجوي ايران گرديد و به هدايت تکويني امام عصر­(عج) مردي از ثلاله سادات زمام ولايت ملک سلمان را عهده دار شد.
امام خامنه ­اي حاکم حکومت الله گرديد تا عصر غيبت را با اتصال به ولايت فقيه طي کنيم.
ما امروز ثابت مي کنيم هنوز پشتيبان ولايت فقيه هستيم و گوش به اوامر الهي ولي امر خود ظهور منجي را به انتظار نشسته ­ايم.


با شکوه ترين نماز جمعه تاريخ ايران در 14 خرداد به امامت امام خامنه اي مرقد مطهر امام خميني قدس سره

+ نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه یازدهم خرداد 1389 و ساعت 12:6 |

یادمه سال اول دانشگاه که بودم، استاد قرائت و قواعد عربیمون میگفت شما باید (با فرهنگ) بیاین سر کلاس عربی!!! البته منظور استاد از فرهنگ، فرهنگ لغت عربی بود! سوء تفاهم نشه!!! و هر کسی هم که فرهنگ لغت نداشت، بهش میگفت دفعه ی دیگه (با فرهنگ) بیا سر کلاس...

فعلا اینو داشته باشین، تا بهش برسیم.

شب جمعه ی گذشته، بعد از مراسم دعای کمیل حرم، سوار اتوبوسای دانشگاه شده بودیم که بیاییم خوابگاه.سرمم به شدت درد میکرد و کم مونده بود منفجر بشه! در همین اثنا!(عبارت ادبی رو داشته باشین!) یه دختره که پشت سر من نشسته بود یه آهنگ دوپس دوپسی!!!( درست گفتم؟!) گذاشته بود و صداشو تا آخر باز کرده بود! حالا گذشته از اینکه آهنگش سرسام آور بود، چرت و پرتایی که میخوند اعصاب برام نذاشته بود

سرمم که داشت میترکید و مزید بر علت قاط زدنم میشد! کم مونده بود سرش داد بزنم. کلی خودمو کنترل کردم!!!

سرمو برگردوندم و گفتم: ببخشید، میشه صداشو کمتر کنید؟

آقا چشمتون روز بد نبینه! دختره یه نگاه چپ چپ بهم کرد و گفت: چی فک کردین؟ فک کردین یه چادر سرتون کردین و یه ساق دست پوشیدین، شدین پیغمبر زاده...!!!

خلاصه هیچی، شد آنچه شد و... ( عبارت ادبی رو داشته باشین...)

ما هم با تمسک به جمله ی ( جواب ابلهان خاموشیست) سکوت اختیار کردیم و چیزی نگفتیم

 ولی حداقل فایده ای که داشت این بود که دیگه صدای نکره ی گوشیشو نشنیدیم

خوب شاید یکی دوست نداشته باشه اینجور آهنگایی گوش کنه! شاید عشقش نمیکشه، بدش می یاد، حالش به هم میخوره، ! شاید یکی مثل من بیچاره سرش درد میکنه، شاید...

متاسفانه خیلی از ماها فرهنگ استفاده از مکانها و وسایل عمومی رو نداریم. و همین باعث میشه که گاهی اوقات، شایدم ناخواسته، به حقوق دیگران تجاوز کنیم و خدای نکرده حق الناس به گردنمون بمونه.

و اینجاست که حرف استادمون به کار می یاد که میگفت: لطفا ( با فرهنگ) وارد شوید...

 البته اینجا منظورم فرهنگ لغت نیستا! سوء تفاهم نشه نرید از فردا هر کدوم یه فرهنگ دستتون بگیرید و بگید ما بافرهنگیم!!!

+ نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه دوم خرداد 1389 و ساعت 0:16 |

 

شهادت ام ابیها حضرت زهرا سلام الله علیها

ای دل شکسته در غم زهرا چه میکنی؟
امشب در این مصیبت عظمی چه میکنی؟
یک شانه و جنازه و صد کوه غم به دوش
ای مرد دل شکسته ی تنها چه میکنی؟

+ نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 و ساعت 22:12 |

خدایا!به داده هایت که نعمت،به نداده هایت که حکمت،و به گرفتاریهایت که علت است،شکر...

+ نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 و ساعت 0:56 |

مرحوم پدرم اصرار زيادى داشت كه من محصل حوزه علمیه و روحانى شوم و من مخالف بودم و به دبيرستان رفتم .

روزى گزارش چند نفر از همكلاسى هايم را به مدير دادم كه اينها در مسير راه اذيت مى كنند، مدير هم آنها را تنبيه كرد. آنها هم در تلافى با هم همفكر شدند و كتك مفصّلى را در مسير برگشت به من زدند كه سر و صورتم سياه شد و بى حال روى زمين افتادم و به سختى خود را به منزل رساندم . پدرم گفت : محسن چى شده ؟ گفتم : هيچى ، مى خواهم بروم حوزه عليمه وطلبه شوم .

راستى چه خوب شد آن كتك را خوردم!!!

برگرفته از کتاب:خاطرات استاد قرائتی

+ نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 و ساعت 20:3 |
ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس              خاموش کن صدا را نقاره میزند توس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان              جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش                گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمانها در پیش گنبد او                رنگی نداشت انگار چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم طاعات در حرم بود                  باقی عمر اما افسانه بود و کابوس

 

شام غریبان آقا علی بن موسی الرضا(ع) تسلیت...

+ نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 و ساعت 19:50 |
این غزل زیبا رو رهبر معظم انقلاب در پاسخ غزل خال لب امام (ره) سرودند.متناسب با این ایامم هست:

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی                            تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان                      دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر                      ای که در قول و عمل شهره ی بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی                        وه که بر مسجدیان نقطه ی پرگار شدی

خرقه ی پیر خراباتی ما سیره توست                              امت از گفته ی دربار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی                                دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم                              ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

 

ایام پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی رو به همه شما عزیزان تبریک میگم.

+ نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 13:25 |

آن شراب طهور که شنیده ای بهشتیان را میخورانند،میکده اش کربلاست،و خراباتیانش این مستانند که اینچنین بی سر و دست و پا افتاده اند.

آن شراب طهور که شنیده ای،تنها تشنگان راز را می نوشانند،ساقی اش حسین(ع) است.حسین(ع) از دست یار مینوشد،و ما از دست حسین(ع).

(شهید سید مرتضی آوینی)

+ نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 و ساعت 21:42 |